تبليغاتX
آی خدای مهربون دوستت دارم000000
آی خدای مهربون دوستت دارم000000
تولدی دوباره
دلم گرفته
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
 
 از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
 
 یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
 
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
 
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
 
شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته
 
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
 
  باید شود هویدا امشب دلم گرفته
 
 ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو
 
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
 
 گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
 
 فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

لينك | نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 22:54 توسط ....
چقدر بد شده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد گفت گاهی باید بد بود !!!!!!!!!

ولی اخه استاد من , وقتی یکی میاد و دلت و میشکونه و میره باید چیکارش کرد؟ تا کی بی توجهی ؟ تا کی بد بودن ؟ تا کی ...................

مگه میشه چشمها رو بست و چیزی ندید و گوشها رو گرفت تا چیزی نشنید ؟

داره از بعضی ادما بدم میاد چون کارشون شکستن و رفتنه . توی دل شکستن از همدیگه پیشی میگیرن که نکنه یه وقتی دل خودشون شکسته بشه .خیلی ها بی وفا شدن , بد شدن , قدر و ارزش محبتهایی که بهشون میشه  نمیدونن , در جواب محبتهات به دلت سنگ میزنن , چه دنیای بدی شد استاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ارزش دیدن و شنیدن هیچی رو نداره


لينك | نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:51 توسط ....
بد باید بود!!!!!!!!

سلام بچه جان !!!!!!!!
اگه مردم دنیا برات ارزشی ندارند و به اونها کاری نداری پس به قضاوت اونها هم کاری نداشته باش !!!! اگه فکر می کنی آدم های دنیا لیاقت تورا ندارند پس به دشمنی آنها هم ننال!!! اگه فکر می کنی همه دشمنت هستند پس ناراحت حرف ها و رفتارهای دشمن نباش !!!
اونقدر کار برای خودت بتراش تا دیگه وقتی برای فکر کردن در مورد چیزهای الکی نداشته باشی !!!! و من آنقددر گرفتارم و کار برای خودم تراشیده ام که هر گز نمی شنوم که دیگران چه می گویند و مرا چگونه می بینند؟؟؟؟ ؟؟؟؟ فقط به یاد خودم هستم و خدا و عزیزانم!!!!!!وخوشم به همین فراموشی ها و ندیدن ها
راستی امروز یه چیز یاد گرفتم و اون این که : بعضی مواقع باید بد بود!!!! زیاد هم در جامعه ای که همه بد هستند خوب بودن خوب نیست!! کمی بد باید بود!!! البته نه نسبت به خودت !!!!و کمی باید بد بود نه زیاد !!!
استاد می گفت : گوشهایت را بگیر !!! چشم هایت را ببند تا خوش باشی !!!!


لينك | نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 22:48 توسط ....|
خسته ام از این دنیا

خیلی وقته که دلم میخواد پیش خدا برم

از زمین دل کندم و اون بالا بالاها برم

آخه اینجا هیچ کسی عاشق آدم نمیشه

اگه هم عاشق بشه لایق آدم نمیشه

یکی عاشقت میشه میگه که خیلی با حالی

آخر کارش میفهمی عمریه سر کاری

یکی میگه میدونی عاشق سادگیت شدم

یکی میگه عاشق کارهای جانبیت شدم

یکی میگه من دیدم که خیلی صاف وصادقی

یکی میگه واسه عشقم فقط تو لایقی

یکی عاشقت میشه میگه دلم سوخته برات

همشون دروغکی میگن که جون میدن برات

یکیشون تنها بوده میخواسته تنها نباشه

یکی بین یک و دو است نمیدونه کجا باشه

یکیشون گولت زده تا کارشو راه بندازی

قسم و آیت میده نری منو جا بذاری

دیگه از دست همه زمینیها خسته شدم

عاشق پریدنم یک مرغ پر بسته شدم

نمیدونم که چرا با هیچ کی آروم نمیشم

توی این چرخ بزرگ از چیزی شادون نمیشم

آخه این دنیا به جز غصه وغم چیزی نبود

آدماش یه جوریند چهره سفید قلبها کبود

آ خر عشق همشون روی تخت خزیدنه

آخر عشق شهوته و هیچی دیگه ندیدنه

اما اون بالا دیگه صحبتی از جدایی نیست

توی دست عاشقاش کشکولای گدایی نیست

اگه عاشقت بشه همه جورا باهات صفاست

کافیه عاشق بشی نیمچه نگاش برات دواست

دیگه بحث مذهب و دین و عقیده ندارن

گل نمیدنت دیگه چمند گل رو میکارن

جون من دعا کنید تا که برم پیش خدا

میدونم اون بالا تازه من میشم بچه گدا

ولی عیبی نداره اونجا گدایی بکنم

میدونم عاشقی اونجا یعنی شاهی میکنم

آخه اونجارو حساب عشق من فقط خداست

راه زود رسیدنم فقط دعاهای شماست


لينك | نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 12:29 توسط ....
چیکار کنم
الان مانند تموم لحظه هایی که تنهام دلم گرفته گاهی خسته میشم از غمگینی دل و گاهی از شادی های ظاهری ...  امشب دلم هوای هیچی نکرده تنها تنهایی رو میخواد کسی که نباشه تنها باشه با یه دنیا غم ... خیلی خسته ام خیلی زیاد از همه چیز خسته شدم از نفس کشیدن و رفتن و گشتن و خندیدن و غم بیخودی خوردن و نگرانی وووووووو چقدر دلم کمی بیخیالی میخواد کمی نفس اسوده میخواد .. چندشبی بود که نمیتونستم بخوابم تا خود صبح بیدار بودن و ثانیه ها رو شمردن ولی دیگه خسته شدم .هیچ وقت اوضاع وفق مراد نیست و نمیشه .

امروز یکی که دوستش دارم دلمو شکوند و حرفاش ازارم داد و تصمیم گرفتم برای یه مدت کوتاهی ازش قهر کنم و دیگه باهاش حرف نزنم میخوام بدونه که دل منم دله و نمیشه به این راحتی شکوند و بدون معذرت خواهی از کنارم رد بشه و بهم بخنده


هرگز شده که عاشق تنهاییت شوی؟

 یا غم گسار خلوت رویاییت شوی؟


 شبها که شهر خسته و خاموش خفته است

 هرگز شده که عاشق بیداریت شوی؟

 

بیذار باشی از همه حتی که از خودت

 هرگز شده که عاشق بیذاریت شوی؟

 

در جستجوی غربت جایی که گم شوی

 هرگز شده که عاشق گم نامیت شوی؟

 

ویرانه ای شود همه احساس پاک تو

 با این وجود عاشق ویرانیت شوی؟

 

با آنکه پاسخ دل شیدایت شد فریب

 با این همه تو عاشق شیداییت شوی؟

 

حسی درست مثل نگهبان و یک اسیر

 هرگز شده که عاشق زندانیت شوی؟

××××××××××××××

پ ن :: امروز از استاد پرسیدم دلمو شکوندن چیکار کنم ؟


لينك | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:54 توسط ....|
قول دادن
همیشه به قولت وفا کن بچه جان !!!!!!!!

این جمله ای بود که استاد گفت !!!!! استاد می گفت قول که می دهید عمل کنید !!! سر کار مردم نذارید!!!!!!!


لينك | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 20:0 توسط ....
دکتر شریعتی


خدايــــــــــا سرنوشت مرا خير بنويس تقديري مبارک تا هرچه را که تو دير مي خواي زود نخواهم

وهرچه را که تو زود مي خواي دير نخوام "دکتر علي شريعتي"


لينك | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 0:18 توسط ....
خدایا نمیتونم
خدایم...خدایم...آه ای خدایم
صدایت میزنم بشنو صدایم
شکنجه گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمیپرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلطیده سوگند
خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت میزنم با گریه هایم
الهی در شب قبرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را میپذیرم
که از تو ذات خود را  پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و ازادی بمیرم...

همه چیز تموم شد منم تموم شدم...
بمیرم ای شکسته دل چه بی صداست شکستنت.
لينك | نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:30 توسط ....|
نامه پنجم
سلام خدای خوبم دلم برات تنگ شده دیروز حالم خوب نبود

خداجونم خسته ام خیلی خیلی خیلی


برید ادامه مطلب

با همون رمز


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:53 توسط ....|
نامه دلتنگی برای شما(نامه چهارم)
ادامه مطلب



ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:47 توسط ....
برای یه مدت کوتاه خداحافظ
برید به ادامه مطلب

رمزش شماره موبایل شما (بابایی) بدون صفر اولی هست


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 12:46 توسط ....|
چرخه زندگی
دیروز

امروز

فردا

همیشه اینها تکرار میشن

حرفی ندارم بزنم امروزم گذشت فقط همین


لينك | نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 22:49 توسط ....|
تولدم مبارک
من .... هستم 0 دانشجو ، با تاریخ تولد 2/8/87از این تاریخ به بعد به جای زنده بودن می خواهم زندگی کنم


عجب چه زود یکسال گذشت !!!!!! امسال 2/8/88 از این تاریخ به بعد به جای زنده بودن می خواهم زندگی کنم قرار شده بود پارسال تا امسال زندگی کنم ولی گاها زندگی کردم و بیشتر نفس کشیدم و ادای زندگی کردن و در اوردم !!! 

از پارسال تا امسال اتفاقات زیادی افتاد هرکدومش برای من درس و عبرتی بود گاهی خوشحال شدم گاهی غصه دار ولی همه اون اتفاقات برای یک چیز بود ان هم برای تنبیه یا تشویق من بود !!! توی70 روزی که بابایی ازم ناراحت بود و قهر کرده بود خیلی چیز ها رو فهمیدم و برام قابل درک شد ولی کاش این دونسته ها رو قبلا میفهمیدم تا اینهمه اذیت و ناراحتی نمیکشیدم و بابایی رو هم ناراحت نمیکردم

راستش بابایی گلم توی این یک سال و اندی وقت خیلی اذیتتون کردم میدونم لحظه لحظه اذیت کردنمها یادم هست و پارسال و مشکلات و ناراحتی ها و واقعا اگر شما نبودید من هم نبودم و اگر هم بودم هنوز گلایه مند خدا بودم !!! راستش  خیلی دوستون دارم و همیشه خدارو شاکرم به خاطر وجود شما و این تولد جدید رو مدیون شما میدونم !!! شما فرشته زندگی من شدید و هستید و خواهید بود

تولدم و به خودم و شما تبریک میگم !!!! 2 ابان اولین سالروز میلادم مبارک


لينك | نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 22:41 توسط ....|
هیچ کس حتی خودم
زیاد حال و حوصله ندارم . گوشی رو خاموش کردم و دوباره روشن کردم گفتم شاید بابایی بهم پیامی داد دلم براش تنگ شده ....................

زیاد حال و حوصله ندارم چون دیگه خنده هایی از ته دلم نمیکنم اینجا تنها جایی هست که میتونم راحت بنویسم و باشم هرجوری که توی دلم هستم

زیاد حال و حوصله ندارم چون خیلی چیز ها فرق کرده کاش هیچی تغییر نمیکرد کاش

حال و حوصله ندارم چون گاهی لب به شکایت باز میکنم و از خدا گلایه مند میشم

حال و حوصله خودم و ندارم میخوام گم بشم بین مردمی که هر روز از کنارم میگذرن و تنها چیزی که براشون مهمه پوله . دوست دارم تنها باشم تنهای تنها .حال و حوصله هیچ کس و ندارم حتی خودمو

از دیدن خودم توی ایینه هم فراریم !!!!!!!!!


لينك | نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:28 توسط ....|
روز دخترتون مبارک

روز دختر رو به تمام دختران و خودم تبریک میگم



لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:10 توسط ....