آی خدای مهربون دوستت دارم000000

تولدی دوباره

چه ساده

در نقاشی هایم تنهاییم را پنهان میکنم...
در دلم دلتنگیم را..
در سکوتم حرفهای نگفته ام را..
در لبخندم غصه هایم را..
دل من چه خردسال است..
ساده مینگرد..
ساده میخندد..
ساده می پوشد..
دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است..
ساده می افتد..
ساده میشکند..
ساده می میرد..

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ساعت 20:39  توسط ....  |