متاسفم حسی نیست

دیگه حسی برای نوشتن نیست

شاید مثل دفعه های قبل برگردم و بنویسم ولی الان حسش نیست

تا بعد خداحافظ همگی تون


خداحافظ همین حالا

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمهام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها

بدونیم بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ

خداحافظ

همین حالا


ادامه نوشته

یه نوشته بدون ربط

نوشتم و پاک کردم هرچی که نوشته بودم

امروز نه ناراحتم نه خوشحال نه دلتنگ نه مضطرب نه دلگیر نه .... اره خب امروز بدون هیچ هدفی اومدم بنویسم شاید چون نوشتن ارومم میکنم نوشتن هرچی که توی دلم هست .امروز خیلی زود گذشت یعنی روزها رو میشمارم نمیدونم برای چی ؟ دانشگاه تعطیله و هنوز ثبت نام و ترم جدید شروع نشده و برای همین چند روزی هست دارم استراحت میکنم ازبس که امتحاناتم و بد دادم کمی ازخودم دلیگرم

نمراتی که تا الان به دستم رسیده

وب=14.5

مستند سازی=19.5

مبانی=17.5

تجارت=15.5

اینها شاهکارای من هستند در این ترم . صدرحمت ترم قبل که لااقل تونستم معدلم و الف بیارم

مهم نیست چون واقعا این ترم درسای مزخرف برداشته بودم و با استادهای مزخرف تر.....

دیگه عرضم به حضورتون که این نوشته شد در مورد دانشگاه ... برخلاف نوشته های همیشگی ام اینم تنوعی هست در هر حال تا بعد یا علی


کاش ببارد باران

کاش ببارد باران

بی تمنای نگاهی

برتن خسته قصه من

...

کاش ببارد باران ...

بی منت ابر

بی قصه باد

بی ظلم زمین

...

کاش ببارد ... بی حرف ...

...

دست تنهایی دشتی از من

پی گلگونی آن آب روان

پی آن... باران

... می گردد...

کاش می دانست ... ابر

...

باران می خواهد دل من ...

کاش می دانست...

کاش........................

سلام خدای من

داشتم ارشیو نوشته هارو نگاه میکردم خداجونم من بیشتر از یه سال دارم می نویسم از هرچی که خوشحالم کرده و یا ناراحتم کرده از عشقم به خودت و یکی از بنده هات ...

خداجونم بودن این وب برای من چیزهای زیادی هدیه داد خدا میترسم از تصمیمی که دارم برای زندگیم میگیرم خداجونم این راه یه راه رفت هست و هیچ وقت برگشتی نخواهد داشت .خدا دلم گرفته کاش بابا یا داداشی بود تا کمکم میکرد توی تصمیمی که نمیدونم چه جوری باید بگیرم و اینکه درسته یا نه

الهی الهی الهی دست من بگیر اینبار هم عین پدری که پشت دخترش می ایسته و راه و بهش نشون میده اینبار هم دست و بگیر و از این چهار راه زندگی به سلامتی بگذرونم

کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدم کاش ...

کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک

سلام خدایی جونم

می بینی نفیس تو اینقده بزرگ شده که شاید به زودی  عروس خونه یکی بشه  خدا کمکم کن که همیشه به کمکت احتیاج دارم کمک کن بهترین راه و جلوم بزار و کمکم کن که اگر کمک نکنی نمیدونم چطور خواهد شد

خدایی جونم میدونم همیشه دوستم داشتی و داری .خدا اونقده بهم قدرت بده که با بنده هات بسازم و یکی رو خوشبخت کنم و اونم منو خوشبخت کنه

خدا خیلی دوست دارم میدونم همیشه هوامو داری اینبارم هوام و داشته باش و بهترین راه و جلوم بزار که میدونم همیشه اینطوریه هر چیزی که توی زندگیم اتفاق بیافته خوب و عالیه میدونم خداجونم کمک کن

عاشقتم خدا

غیر تو هیچ کس

امشب دلم به اندازه قطره های بارون گرفته چقدر هوای تنهایی و گریه و تاریکی دارم 

اره وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

بازم نپرس چه ام هست ؟ خدا خودت که بهتر میدونی چقدر دلم برای صدا زدنت و صدام کردنت تنگ شده خدا چقدر دلم برای باهم بودنمون تنگ شده چقدر دلم برای نوازشهات تنگ شده و اینکه تنها من باشم و تو باشی

معشوق عاشق من , تنهام نزار که بدون تو نمیتونم یه روزی اگر ناراحتت کردم و کار اشتباهی کردم ازم دلگیر نشی نکنه یه روزی باهام قهر کنی که خودت میدونی غیر تو کسی رو ندارم خدا جونم همیشه همیشه بامن باش و هوام و داشته باش که من جز تو کم میارم

فقط خدا تو ...


خداجونم خودت کمکم کن فقط خودت خواهش میکنم اینبارم کمک کن

کمکم کن