امروز نوشته های ده سال پیش و خوندم و جقدر دلم گرفت باورت میشه چقدر از نبودنت در عذابم ... دلم برات تنگ شده کاش بودی و بودی وبودی من ده ساله ارزو دارم دوباره برگردم سال 80 تو بودی و اون بود و من چقدر خوشحال بودم یه خانواده بودیم یه عاشق بودم از بودنش خوشحال بود و مضطرب از بودنت خوشخال بودم چند روز دیگه روز پدرهست و من دلن میخواد باشی و می بودی و بغلت میکردم و بهت میگفتم روزت مبارک وووووو غمگینم از نبودنت یه سال  دیگه هم گذشت و عمر ما میگذره بی تو بی اون