توی این یکی دو هفته خیلی سرم شلوغ بود خودت که خبر داری اره خب بایدم دردسر و مشکلات باشه . تورو شکر که به خیر و خوشی گذشت . 14 اسفند 88 برای من یه روز ماندگار هست و امید تورو دارم که همیشه به شادی و خوشی و خوبی روزهامون بگذره . خدایا خودت به همه کمک کن تا به چیرهایی که دلشون میخواد برسن به امید و بزرگی خودت
دوست دارم تا بعد ...
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 10:44 توسط ....
|
اسمون تبریز ابریه و اسمون دل من ابری تر .... حوصله هیچ کس حتی خودمو هم ندارم .فردا میان برای بله برون و من غصه دارم که چرا به این زودی بزرگ شدم .!!!!! هیچ کس درکم نمیکنه چون از دل من خبر نداره هیچ کس حتی نمیدونم چی توی دل من میگذره حتی اونایی هم که میگن دوستم دارن هیچ کس نمیدونه جز خدا
خدا از دلم خبر داری .خدا از اوضاعم خبر داری .خدا از زندگیم و ... خبر داری . خدا میدونی احساس تنهایی میکنم . خدا میدونی مدتیه نمیتونم باهات راحت حرف بزنم .خدا کمکم کن ... خواهش میکنم .از دیدن نگاه های اطرافیان خسته شدم . از شماتتهاشون خسته شدم . از سنگینی حرفاشون کمرم شکست .خدا تموم امیدم فقط توئی . دلم هوای خونه خودت و کرده دلم فقط تورو کرده هیچ کس ارومم نمیکنه حتی کسایی که عاشقشون هستم خدا دلم برای خودت تنگ شده خدا دلم هیچ کس و نمیخواد خدا فقط تو فقط تو فقط تو ........
دلم هوای حرم امام رضا رو داره دلم برای ارامش اونجا تنگ شده دلم برای امام رضا تنگ شده دلم داره از بی کسی و تنهایی و غریبی و ... میترکه کسی نیست صدامو بشنوه کسی نیست ... نه جز خدا کسی نیست من هستم و خدا !!!! دلم از غصه میناله از عمق تنهایی میناله خدا..........
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 13:18 توسط ....
سلام ازم نپرسید چرا برگشتم ؟چون من نمیتونم از این وب دست بکشم
ازم نپرسید چرا مینویسم ؟چون اگر ننویسم دلم از تنهایی پرمیشه
رفتم وب جدید باز کردم که دوباره شروع کنم ولی نشد نمیدونم شاید جز اینجا خونه دیگه ای برای دل نوشته هام پیدا نمیشه . اره خب این وب بخش مهمی از زندگی من شده خاطرات خوب زیادی از اینجا دارم
دلنوشته های من برای خداست چون هیچ وقت ازم گلایه نمیکنه که چرا نوشتم ؟ چرا ننوشتم ؟ چرا دلتنگم ؟ چرا چرا چرا ....
خدا گاهی خیلی عاشقت میشم و دوست دارم فقط برای تو بنویسم و گاهی دوست دارم به جز تو کس دیگه ای تو ی زندگیم نباشه گاهی دوست دارم تو باشی و من و تموم حرفای من برای تو باشه ...
چند روز پیش توی دفتر خاطراتم , نوشته ای که مال ابان ماه سال پیش بود خوندم اون روزی که من قرار بود برم برای قرعه کشی سفر حج و بعد اینکه اسمم درنیومده بود کلی گریه کرده بودم اره خب وقتی که ادم میخواد بره خونه معشوقش باید تمیز باشه و دلش پاک پاک و من اینطوری نبودم و نیستم !!!!!!!!! دلم هوای خونه خودت و کرده خدا !!! مسجد نزدیک دانشگاه قبلی و ندبه های مهدیه
دلتنگی های من اندازه نداره . اسمون دل ابریه دلش برای کسی که مدتها میشه براش چیزی ننوشته. خدا دلم برات تنگه تنگ .خدا تو تنها معشوقی هستی که همیشه هستی همیشه به حرفای عاشقت گوش میدی همیشه کمکش میکنی همیشه پیش عاشقت میمونی . خدا تو تنها معشوقی هستی که عاشقتر از عاشقت هستی . دوست دارم همیشه همیشه همیشه همیشه همیشه
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 23:58 توسط ....
ده ساله دارم مینویسم در وبلاگی که هنوزم ردی از تنهاییم و دلتنگی ام و غربتم و ... هست ده سال شد ------------------------------------------------------------------------------------------------- یازده سال شده و هر روز از روز قبلتر دلتنگ تر ------------------------------------------------------------------------------------------------ دوازده سال شد و هر روز از روز قبل دلتنگ تر و غمگین تر اسفند 99 ----------------------------------------------------------------------------------------------- پانزده سال شد و من غمگینم از اینهمه روزهااااااااااااااااااااااااااااااااا اردیبهشت 1402