من و خدا
سلام ازم نپرسید چرا برگشتم ؟چون من نمیتونم از این وب دست بکشم
ازم نپرسید چرا مینویسم ؟چون اگر ننویسم دلم از تنهایی پرمیشه
رفتم وب جدید باز کردم که دوباره شروع کنم ولی نشد نمیدونم شاید جز اینجا خونه دیگه ای برای دل نوشته هام پیدا نمیشه . اره خب این وب بخش مهمی از زندگی من شده خاطرات خوب زیادی از اینجا دارم
دلنوشته های من برای خداست چون هیچ وقت ازم گلایه نمیکنه که چرا نوشتم ؟ چرا ننوشتم ؟ چرا دلتنگم ؟ چرا چرا چرا ....
خدا گاهی خیلی عاشقت میشم و دوست دارم فقط برای تو بنویسم و گاهی دوست دارم به جز تو کس دیگه ای تو ی زندگیم نباشه گاهی دوست دارم تو باشی و من و تموم حرفای من برای تو باشه ...
چند روز پیش توی دفتر خاطراتم , نوشته ای که مال ابان ماه سال پیش بود خوندم اون روزی که من قرار بود برم برای قرعه کشی سفر حج و بعد اینکه اسمم درنیومده بود کلی گریه کرده بودم اره خب وقتی که ادم میخواد بره خونه معشوقش باید تمیز باشه و دلش پاک پاک و من اینطوری نبودم و نیستم !!!!!!!!! دلم هوای خونه خودت و کرده خدا !!! مسجد نزدیک دانشگاه قبلی و ندبه های مهدیه
دلتنگی های من اندازه نداره . اسمون دل ابریه دلش برای کسی که مدتها میشه براش چیزی ننوشته. خدا دلم برات تنگه تنگ .خدا تو تنها معشوقی هستی که همیشه هستی همیشه به حرفای عاشقت گوش میدی همیشه کمکش میکنی همیشه پیش عاشقت میمونی . خدا تو تنها معشوقی هستی که عاشقتر از عاشقت هستی . دوست دارم همیشه همیشه همیشه همیشه همیشه