خداحافظ تا يه مدت
فردا راهي همدانم اگر زنده بودم دوباره برميگردم
تا هفته بعد اين موقع يا علي
فردا راهي همدانم اگر زنده بودم دوباره برميگردم
تا هفته بعد اين موقع يا علي
سلام .مثلا امروز روز تولد منه و مثلا حدود 23 سال پيش من به دنيا اومدم مثلا ... امسال تولد من خيلي متفاوت تر از هرسال ديگه بود چون نه كيكي در كار بود نه هديه اي و نه هيچ چيز ديگه اي .. شايد احساس كردن من بزرگ شدم چون ازدواج كردم ... امروز كسايي اس ام اس زدن و بهم تبريك گفتن
امروز منتظر كامنت و يا اس ام اس و يا خيلي انتظار زيادي باشه زنگ كسي بودم ولي نه انگار اونم يادش رفته ... ميدونم مشغله فكري زيادي دارين ولي نميدونم شايد كلا فراموشم كردين ... جدا نميدونم ...
امروز صبح با اس ام اس شركت همراه اول بيدار شدم اولين كسي كه بهم تبريك گفت شركت مخابرات بود
مشترك گرامي تولدتان مبارك . همراه اول اولين همراه زندگيتان ...
البته ديشب رضا بهم تبريك گفته بود و چند روز قبل هم زهرا بهم تبريك گفته بود ... ولي نميدونم چرا منتظر تبريك شما بودم اگر كسي بهم تبريك نميگفت مهم نبود ولي تبريك شما مهم بود خيلي مهم
امشب دلم گرفته جاي خيلي ها در اين شب كنارم خاليه .. چقدر امشب تنهام
سلام . روزهامون به تندي ميگذرن . مامان و علي روز چهارشنبه رفتن مشهد و يكشنبه هم برميگردن .چقدر دلم براي حرم امام رضا تنگ شده واي كه چقدر دلتنگشم .... نميدونم كي قسمت ميشه تا برم مشهد يا با خانواده خودم يا با همسرگرامي ولي خيلي دلم ميخواد زودي برم مشهد خيلي
اوضاع خوبه خداروهم شكر ميكنم كه زندگيمون با حالت عادي در حال گذره ... نفس ميكشيم و اين يعني اينكه هنوز خدا به ما لطف داره و ميتونيم بيشتر بهش بندگي كنيم و توبه كارهاي بدمون وبكنيم...
چند ماه ديگه من از اين شهر و خونه ميرم نميدونم رفتنش سخته يا تحمل نديدن و نبودن اينجا ؟؟؟؟؟نميدونم اغاز رفتن سخته يا بعدش ؟؟؟؟؟ غربت سخته يا دوري از خانواده ام ؟؟؟؟؟ نديدنشون سخته يا شوق ديدنشون و اميد ديدنشون ؟؟؟؟ خداكنه هيچ كدومشون در كنار رضا سخت نباشه ... الهي امين
خدايا دوست دارم و كمك كن هميشه بنده اي خوبي برات باشم كمك كن در برابر خوبيهاي ديگران خوبي كنم و در برابر بدي هاشون بد نباشم الهي كمك كن سختي ها رو تحمل كنم و از راهي كه اومدم و تو و تنها كسي كه بهم در اين راه كمك كرده نا اميد نكنم الهي كمك كن كمك كن ...
====================
پ ن:ايام فاطميه رو هم تسليت ميگم

گل من ، پرنده اي باش و به باغ باد بگذر.
مه من ، شكوفه اي باش و به دشت آب بنشين.
گل باغ آشنايي ، گل من ، كجا شكفتي
كه نه سرو مي شناسد
نه چمن سراغ دارد؟
نه كبوتري كه پيغام تو آورد به بامي
نه به دست مست بادي خط آبي پيامي.
نه بنفشه يي،
نه جويي
نه نسيم گفت و گويي
نه كبوتران پيغام
نه باغ هاي روشن!
گل من ، ميان گلهاي كدام دشت خفتي؟
به كدام راه خواندي
به كدام راه رفتي؟
گل من
تو راز ما را به كدام ديو گفتي؟
كه بريده ريشه مهر، شكسته شيشه ي دل.
منم اين گياه تنها
به گلي اميد بسته.
همه شاخه ها شكسته.
به اميدها نشستيم و به يادها شكفتيم.
در آن سياه منزل،
به هزار وعده مانديم
به يك فريب خفتيم...