کم مونده خیلی کم تا سالگر رفتنت بشه بابا . چقدر همیشه احساس نودنت رو دارم . همیشه میترسم همیشه ترس از اینکه مامان هم نباشه و همیشه اشک و بغض خفه ام میکنه . بابا نیستی و ماها همیشه کمبودت رو حس میکنیم . یاد روزهای قدیم و ای کاش هایی که به هم .صل میشن و من اشک توی چشام حلقه بسته و تمام وجودم تورو صدا میزنه ای کاش ای کاش نمیرفتی و هزاران ای کاش من قبل مامان از این دنیا برم که دلم طاقت دوری دوتاتونو نداره ... بابا کم مونده ده ساله بشه رفتنت