چشمی گریان
چند وقت پیش همسایه گفت : جای **** خالیه کاش بود و نوه هاشو می دید بغض خفه ام کرد موندم و یه عالمه غمی که توی دلم جا گرفت . نمیدونستم لبخند بزنم در برابر حرفش یا بغضمو قورت بدم وسعی کنم اشکام جاری نشن . بابا دلم برات تنگ شده شدید کاش میومدی و میگفتی توی خواب بودید من رفتم و برگشتم ... چرا داغت کمتر نمیشه لامصب این داغ می سوزونه و خفه ام میکنه ... دارم چشمی گریان به رهش روز و شب بشمارم تا بیاید
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۹۸ ساعت 23:30 توسط ....
|